من بیقرار صدای ناب توام
من عاشق خیابانی هستم
که قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم
من دلبسته درختی هستم
که فرصت نشد اسم مان را روی آن حک کنیم
من منتظر پنجره ای هستم
که دوباره عطر تورا به من برساند
من دیوانه ساقه های پریشانی ام
که اولین بار درآغوش تو رویید
از عشق ناگریزم
اگر قرار باشد از تو بنویسم
باید در همه سطرهای حضور داشته باشی
نفس های تو میتواند
سطر سطر اینجا را از پاییز پر کند
من بیقرار صدای ناب توام
من از اولین روز آفرینش
چشم به راه نگاه های توام
چه زمان تورا در کنار خود میبینم؟؟؟
