هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی

کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویسنـــــ....ــــد !

بــعـضی از عـهـدهــا را

روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــسـیـم ...

.. حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...

شـکـسـتَنـشـان

یـک آدم را مـی شـکند !!

 عیدتون مبارک  !                   


خداوند بهترینها رو برای همه ما مقدر کنه...............


سالی پراز خیر وبرکت وسلامتی برایتان آرزودارم.........

 

پيوسته در ياد مني باران که نم نم مي شود

 پيوسته در ياد مني

پيوسته در ياد مني باران که نم نم مي شود

دل در هواي ديدنت دريايي از غم مي شود

از گريه بيزارم هنوز چشمان بي تابم ولي

تنها به ياد چشم تو با اشک همدم مي شود

اي آروزوي دلنشين من از تو مي پرسم چرا؟

برق نگاهي آشنا اين روزها کم مي شود

گويا به جاي عشق تو درد و غم و دلواپسي

با قصد نا بودي من اينجا فراهم مي شود

تنها به جرم عاشقي از خود که دورم مي کني

تصوير خوشبختي من هر لحظه مبهم مي شود

ياد دل من نيستي بي رنگ چشمانت ولي

اين جاده هاي سبز هم مثل جهنم مي شود

باز آسمان مثل دلم در فکر گريه کردن است

با اشک او چشمان من هم غرق شبنم مي شود


بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

 

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود

از هر چه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

اغلب چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود


یکی بود یکی نبود اون که بود تو بودی ...

یکی بود یکی...

یکی بود یکی نبود اون که بود تو بودی ...

                            اون که تو قلب تو نبود من بودم

یکی داشت یکی نداشت اون که داشت تو بودی ... 

                            اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم 

 یکی خواست یکی نخواست اون که خواست تو بودی ...

                              اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم 

 یکی گفت یکی نگفت اون که گفت تو بودی ... 

      اون که دوستت دارم رو جز تو به هیچ کسی نگفت من بودم

یکی رفت یکی نرفت اون که رفت تو بودی ...

      اون که بعد از تو دنبال هیچ کسی نرفت من بودم

               و حالا... یکی میمونه ... یکی میمیره

اون که تو قلب من تا ابد میمونه تویی

                                       اونی که تو قلب تو میمیره منم!


در این زمانه ی بی های و هوی ِ لال پرست

خوشا به حالِ کلاغان ِ قیل و قال پرست


چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را

برای این همه ناباور خیال پرست؟


به شب نشینی ی خرچنگ های ِ مُردابی

چگونه رقص کند ماهی ی زلال پرست؟


رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند

به پای هرزه علف های ِ باغ ِ کال پرست


رسیده ام به کمالی که جُز اناالحق نیست

کمال ِ دار، برای ِ من ِ کمال پرست


هنوز زنده ام و زنده بودنم خاریست

به تنگ چشمی ی نامردم ِ زوال پرست

 

( محمد علی بهمنی )